ایوان نجف
من غلامم بهر سلطان نجف عاشقـم بر طـاق ایوان نجف
در تمنایـم کجـا کـوی بهشت جنتـم باشد شبـسـتـان نـجـف
من غلامم بهر سلطان نجف عاشقـم بر طـاق ایوان نجف
در تمنایـم کجـا کـوی بهشت جنتـم باشد شبـسـتـان نـجـف
روز خیبر شاه مردان ضربتی زد حیدری آشکارا شد هراسان ماه و شمس و مشتری
پـهـلـوان پـهـلـوانـان مرحـب آن دیـو یهـود پست و خارا شقه شد بر خاک ذلت رهنمود
ای دریغـا تیغ حیدر گـر رسیدش بر زمیـن بر دو نیم آرد فلک را ضربت آن مه جبین
تا که زد ضربت به فرق مرحب آن شیر خدا زیـن ملائک بازوانـش را گرفتند در هـوا
جـبـرئـیـلا تا بگـیـرد قـبـضـه شـمـشـیـر را نیمـه جان شـد تا برآورد نغمـه تکـبیـر را